به گزارش سیاست خارجی ایرنا ، سفر هیئت دیپلماتیک ایران به نیویورک با هدف ارائه راه‌حلی عملی برای پایان جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل آغاز شد؛ راه‌حلی که در قالب یک طرح هفت‌روزه برای بازگشایی تنگه هرمز، از طریق میانجی‌گران قطر به واشنگتن منتقل شد. مفاد معقول این طرح از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، پای پرواز هواپیما با با ژست پیروزی رد شد و گرچه الگوی رفتاری «دونالد ترامپ» قطعی بودن این رد را با تردیدهایی مواجه می‌کند اما آنچه در حال حاضر برای تهران بیش از این الگو اهمیت دارد، ارسال یک سیگنال مشخص به کشورهای منطقه، جهان و افکار عمومی است؛ ایران در راستای بازگرداندن ثبات و امنیت نسبی به منطقه غرب آسیا، ابتکاری دیپلماتیک برای پایان دادن به شرایط موجود ارائه داد اما برای رئیس‌جمهور آمریکا، نه واقعیات پس از جنگ که توهم پیروزی در همان جنگ اهمیت داشته و راهبر تصمیمات اوست.

تصویر خبر

نحوه پایان قطعی تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و تبعات این جنگ انتخابی ترامپ، اگر نگوییم مهمترین اما یکی از مهمترین دغدغه‌های امروز جهان است و تلاش‌های صورت گرفته در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل برای صورت‌بندی این پایان، در همین راستا قابل ارزیابی است. تلاش‌هایی که از روز دوشنبه ۳۰ شهریور و همزمان با ورود «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران به همراه هیئت دیپلماتیک به نیویورک آغاز شد و تاکنون هم ادامه دارد. گفت‌وگوی غیرمستقیم دیپلمات‌های ایران و نمایندگان رئیس‌جمهور آمریکا از طریق میانجی قطری، با هدف تبادل شروط و مواضع ایران، انجام شد تا هم اراده ایران برای رسیدن به راه‌حلی معقول نشان داده شود و هم دشواری مسیر پیش‌رو.

ستون و بنیان طرحی که ایران به میانجی‌ها تحویل داد؛ همان بندهایی بودند که رئیس‌جمهور آمریکا در قالب یادداشت تفاهم اسلام‌آباد ۲۸ خرداد ماه سال جاری امضا کرد.

ستون و بنیان طرحی که ایران به میانجی‌ها تحویل داد؛ همان بندهایی بودند که رئیس‌جمهور آمریکا در قالب یادداشت تفاهم اسلام‌آباد ۲۸ خرداد ماه سال جاری امضا کرد.

پیش از آنکه ایران به صورت رسمی درباره مفاد این طرح سخن بگوید؛ رسانه‌های بین‌المللی خطوطی از مختصات آن را در گزارش‌های خود منعکس کردند. خطوطی که گفته شده از جلسه پرسش و پاسخ رسانه‌های آمریکایی با رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه و نشست غیررسمی پس از آن، برداشت شده بود. بر اساس این گزارش‌ها، پایان خصومت‌ها در تمامی جبهه‌ها، از جمله لبنان، طی هفت روز، آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران، لغو یا تعلیق تحریم‌های مربوط به صادرات نفت ایران، رفع محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز در پایان این دوره، آغاز مذاکرات هسته‌ای پس از بازگشایی تنگه هرمز از مهمترین مفاد پیشنهاد ایران بوده که به مفاد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد بسیار نزدیک است و تنها وجه تمایز پررنگ آن سرعت اجرای آن خواهد بود.

اشارات وزیر امور خارجه در در کنفرانس خبری در مقر سازمان ملل متحد، به پیشنهاد ایران، تنها موضع رسمی قابل تایید از مواضع ایران است. عراقچی با اشاره به اینکه ایران یک برنامه مشخص هفت‌روزه را از طریق قطر به ایالات متحده منتقل کرده است، توضیح داد: «مهلت هفت‌روزه از زمانی آغاز می‌شود که ایالات متحده این برنامه را بپذیرد. در صورت انجام اقدامات لازم، معتقدیم می‌توانیم این روند را ظرف چهار یا پنج روز تکمیل کنیم؛ به‌گونه‌ای که در روز ششم تنگه هرمز باز شود و در روز هفتم، ایالات متحده برای توافق نهایی وارد شود. اقداماتی که ایالات متحده باید انجام دهد، پیش‌تر به این کشور ابلاغ شده و در چارچوب یادداشت تفاهم قرار دارد. اگر جدیت لازم از سوی طرف آمریکایی وجود داشته باشد، این اتفاق خواهد افتاد و تنگه هرمز دوباره باز می‌شود.»

تصویر خبر

به فاصله یک روز از ارائه این طرح، اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر نشان داد که «جدیت» مورد اشاره وزیر امور خارجه به عنوان پیش‌نیاز آغاز روند دیپلماتیک؛ حداقل در اظهارات ترامپ وجود ندارد؛ رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که طرح پیشنهادی ایران را رد کرده و مدعی شد که «ایران متحمل خسارت‌های سنگینی شده، درآمدی دریافت نمی‌کند و منبع درآمد آن از تنگه هرمز به دلیل محاصره قطع شده است.»

ساعاتی پس از این ادعاها، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه شامگاه شنبه چهارم مهرماه در گفت‌وگو با خبرنگاران درباره حضور در نیویورک و واکنش رئیس‌جمهور آمریکا به طرح ایران گفت:

۱- در دیدارهای متعدد هیئت ایرانی شروط مورد تایید شورای عالی امنیت ملی برای باز شدن تنگه هرمز و پیشرفت مذاکرات، ارائه، تبیین و دفاع شد.

۲- شروط ایران مشخص بوده و هرگونه حرکت رو به جلو برای باز شدن تنگه هرمز منوط به محقق شدن این شروط است و از آن‌ها هم کوتاه نخواهد آمد و فقط یک راه‌حل مذاکره‌شده می‌تواند آن‌ها را از این بن‌بست خارج کند.

۳- هنوز از میانجی‌ها چیزی به ما منتقل نشده است. از رئیس‌جمهور آمریکا حرف‌های ضدونقیض زیادی شنیده می‌شود. ما منتظر هستیم نظرات قطعی توسط واسطه‌ها به ما منتقل شود و بر اساس آن تصمیم خواهیم گرفت.

ارائه طرحی به منظور پایان دادن به جنگ، از مهمترین تریبون نظام بین‌الملل و در حضور معتبرترین رسانه‌های جهان، اتمام حجت با کشورهای منطقه، جهان و حتی مردم آمریکاست.

نوع واکنش رئیس جمهور آمریکا نشان می‌دهد که قبول این واقعیت که تنها دستاورد جنگ علیه ایران با هزینه‌های مادی و سیاسی قابل ملاحظه، باز شدن تنگه هرمز تعریف شود، برای او ممکن نیست. از سوی دیگر، ترامپ این بار نیز در اشتباهی محاسباتی تلاش می‌کند باور کند که عملیات موسوم به «طرد اقتصادی ایران» به عنوان گزینه جدید فشار، قرار است به تسلیم تهران منتهی شود! توهمی که به نظر می‌رسد در تعریف آن، مقاومت ایران در برابر این فشار حداقل در کوتاه‌مدت، از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به عنوان متغیری مهم در نظر گرفته نشده است.

با این همه بستن پرونده دیپلماسی میان ایران و آمریکا، با توجه به تکاپوی میانجی‌ها از یک‌سو و بی‌اعتمادی موجود به مواضع ترامپ از سوی دیگر، ساده به نظر نمی‌رسد و قطر و پاکستان هر یک به نوعی در تلاش برای بازگرداندن شرایط به مسیر تعامل هستند. اینکه در هفته‌های آینده، مسیرهای تقابل و تعامل کدامیک بر روابط تهران- واشنگتن غالب خواهند شد؛ قابل پیش‌بینی نیست اما آنچه بر مبنای اظهارات مقامات ایرانی، با قاطعیت قابل مشاهده است، آمادگی تهران برای هر دو سناریو است.

ارائه طرحی به منظور پایان دادن به جنگ، از مهمترین تریبون نظام بین‌الملل و در حضور معتبرترین رسانه‌های جهان، اتمام حجت با کشورهای منطقه، جهان و حتی مردم آمریکاست، موضوعی که عراقچی هم در گفت‌وگوی خود به آن اشاره و تصریح کرده است: «هیچ‌کس الان در دنیا نیست که بتواند جمهوری اسلامی ایران را متهم کند که مسیر دیپلماسی را امتحان نکرده است. ما از این جهت در موضع برتر سیاسی هستیم؛ به این جهت که هیچ‌گاه راه دیپلماسی و راه مذاکرات را نبستیم، ولی از حقوق خودمان هم هیچ‌گاه کوتاه نیامدیم».

بر این اساس، آنچه تهران در نیویورک دنبال کرد، فقط ارائه یک پیشنهاد برای بازگشایی تنگه هرمز نبود بلکه تلاش برای صورت‌بندی یک مسیر خروج از وضعیت جنگی بود که در آن، بازگشت امنیت و ثبات به منطقه در برابر اقدام متقابل آمریکا قرار می‌گیرد. ایران با ارائه این طرح، هم آمادگی خود برای حل‌وفصل بحران را به نمایش گذاشت و هم روشن کرد که بازگشایی هرمز را نمی‌توان از مجموعه تعهدات و اقداماتی که باید از سوی طرف آمریکایی انجام شود، جدا کرد.

اکنون، با انتقال شروط ایران از سوی میانجی‌ها، بخش مهمی از معادله در اختیار تصمیم سیاسی آمریکا قرار گرفته است. اگرچه نمی‌توان مسیر تحولات هفته‌های آینده را از پیش تعیین‌شده دانست، اما موضع اعلام‌شده ایران روشن است: مسیر دیپلماسی همچنان باز است اما عبور از بحران تنها از مسیر توافقی متقابل، تأمین حقوق ایران و اجرای تعهدات دو طرف می‌گذرد. در مقابل، انتخاب تداوم فشار و تقابل به معنای ادامه همان مسیری خواهد بود که تهران به درستی می‌گوید قبل‌تر آزموده شده است.

پرسش اصلی پس از رایزنی های غیرمستقیم ایران و آمریکا در نیویورک این است که آیا واشنگتن آماده پذیرش یک راه‌حل مذاکره‌شده بر مبنای تعهدات مشخص هست یا همچنان می‌خواهد نتیجه جنگ را از قبل و خارج از میز مذاکره تعیین کند. پاسخ به این سوال، مسیر تحولات تهران و واشنگتن و آینده تلاش‌های میانجی‌گرانه در هفته‌های پیش‌رو را تا حد زیادی مشخص خواهد کرد.