علیاکبر ترابیان در گفتوگو با ایسنا درباره میزان ارتباط ادبیات دفاع مقدس با نسل جوان اظهار کرد: باتوجه به طول، عمق و کیفیت هشت سال جنگ تحمیلی، تولیدات ادبی و هنری متناسب با این ظرفیت نداشتهایم و به همین دلیل نمیتوان گفت ادبیات دفاع مقدس توانسته است آنگونه که باید با نسل جوان ارتباط برقرار کند.
وی افزود: ما در طول هشت سال جنگ، حدود ۱۶۰۰ کیلومتر طول و حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر عمق جنگ داشتیم، اما به نسبت زمان و کیفیت این جنگ، تولید ادبی قابل اعتنایی نداشتیم که بتواند ارتباط گستردهای با مخاطب برقرار کند. اگر جنگهای جهانی اول و دوم را بررسی کنیم، میبینیم که چه میزان داستان، رمان، فیلم و نمایش درباره این جنگها تولید شده و این آثار از نظر کمی، کیفی و تأثیرگذاری در سطح جهان مطرح شدهاند.
این مدرس ادبیات داستانی ادامه داد: جنگ هشتساله ما از نظر طول، عمق و زمان با بسیاری از جنگهایی که در تاریخ صد سال اخیر رخ داده، قابل مقایسه نیست، اما متناسب با این ظرفیت، اثر ادبی و هنری تولید نکردهایم. برای مثال، اثری مانند «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان، در خارج از کشور و پس از ترجمه، بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است؛ در حالی که اگر به صورت تصادفی از افراد تحصیلکرده بپرسیم آیا این اثر را خواندهاند یا حتی میدانند نویسنده آن چه کسی است، ممکن است با شناخت چندانی مواجه نشویم.
ترابیان با اشاره به چگونگی تولید بخش قابل توجهی از آثار ادبی دفاع مقدس گفت: متأسفانه بسیاری از آثاری که تولید شدهاند، بیشتر سفارشی و توصیهای بودهاند. بخشی از این آثار از سوی نهادهای فرهنگی حمایت شده یا در قالب مسابقات و جشنوارههایی که سازمانها و نهادها برگزار کردهاند، شکل گرفته است. بنابراین در بسیاری از موارد، تولید ادبی بیشتر «کوششی» بوده تا «جوششی».
وی تصریح کرد: داستانهایی که در بطن جنگ شکل گرفته و از دل تجربه خود جنگ برخاسته باشند و بتوان آنها را از نظر ادبی و هنری قابل اعتنا دانست، بسیار کم داریم. علت آن نیز این است که رزمندگان ما در طول هشت سال جنگ برای نوشتن تربیت نشدند و از سوی دیگر، بسیاری از افرادی که در تهران، اصفهان، شیراز و مشهد درباره جنگ مینویسند، خودشان جنگ را تجربه نکردهاند.
این پژوهشگر ادبیات داستانی افزود: مشکل دیگر این است که بسیاری از کسانی که مینویسند، داستاننویسی را بلد نیستند و در مقابل، بسیاری از داستاننویسان خوب ما نیز جنگ را درک نکردهاند. در نتیجه میان تجربه زیسته جنگ و توانایی فنی برای روایت آن فاصله وجود دارد.
مسئله ادبیات دفاع مقدس، پیش از سلیقه نسل امروز، کیفیت هنری آثار است
ترابیان با اشاره به کیفیت هنری آثار دفاع مقدس، اظهار کرد: پیش از اینکه درباره سلیقه نسل امروز صحبت کنیم، باید بپرسیم آیا اساساً از نظر هنری داستان خلق شده است یا خیر. وقتی یک نهاد یا سازمان به فردی میگوید از یک اثر حمایت میکنم تا درباره جنگ داستان بنویسی، طبیعی است که او براساس همان ذائقه و معیارها بنویسد؛ اما چنین اثری لزوماً یک کار هنری نیست. مانند این است که به یک نجار بگوییم صندلی میخواهم با این اندازه و کیفیت مشخص؛ در این صورت، محصول براساس سفارش تولید میشود.
وی افزود: داستاننویسی که خودش جنگ را درک کرده باشد و به صورت جوششی بنشیند و بنویسد، باید ببینیم چند نفر بودهاند. ممکن است برخی آثار در جشنوارهها مطرح شده یا داستانهای کوتاهی از دل جشنوارهها بیرون آمده و مورد توجه قرار گرفته باشد، اما پرسش اصلی این است که چه میزان از ادبیات داستانی جنگ و ادبیات پایداری ما اساساً هنری است.
این مدرس و پژوهشگر ادبیات داستانی خاطرنشان کرد: اگر اثری از نظر هنری قوی باشد، نسل امروز و نسل دیروز ندارد. یک کارتون یا انیمیشن قوی و خوب را هم کودک میبیند و هم بزرگسال؛ اثر هنری، مخاطب خود را محدود به سن و نسل خاصی نمیکند. اما وقتی یک اثر ضعیف باشد، ممکن است تنها با توصیه و بخشنامه از مخاطب خواسته شود آن را بخواند، برای آن امتحان یا مسابقه برگزار شود و کتابخانهها نیز برنامهای برای آن تعریف کنند. ما به این موارد کار هنری نمیگوییم؛ اینها بیشتر توصیه است.
تأثیرگذاری اثر، از کیفیت هنری آن آغاز میشود
ترابیان اضافه کرد: زمانی میتوان گفت یک اثر بر مخاطبان مختلف تأثیر گذاشته که ابتدا از نظر هنری قابل تأیید باشد. باید ببینیم اثر از نظر هنری قابل اعتنا هست یا خیر؛ سپس درباره میزان تأثیرگذاری آن صحبت کنیم. متأسفانه در این بخش، با توجه به هشت سال جنگ، مشکل جدی داشتهایم و آثار هنری قابل اعتنایی که بتوانیم درباره تأثیرگذاری آنها در سطح ملی یا جهانی صحبت کنیم، بسیار کم است.
وی با اشاره به جشنوارهها و جوایز ادبی اظهار کرد: جشنوارههایی مانند یوسف برگزار شده و جوایز ادبی داشتهایم؛ جشنواره جلال آلاحمد نیز برای داستاننویسان برگزار میشود، اما باید ببینیم چه میزان از آثار تولیدشده در این رویدادها به خود جنگ، تبعات جنگ و عوارض آن پرداختهاند و بعد از نظر هنری تا چه اندازه جذاب بودهاند.
این پژوهشگر ادامه داد: باید ببینیم جامعه چقدر از این آثار استقبال کرده، اگر ترجمه شدهاند در خارج از کشور چه میزان مورد استقبال قرار گرفتهاند و اگر از آنها اقتباس ادبی و فیلمی ساخته شده، این آثار تا چه اندازه توانستهاند توجه جامعه را جلب کنند. با توجه به تعداد شهدا و جانبازان، همچنین طول و عمق جنگ، میتوان گفت هنوز اثر قابل اعتنای ملی و جهانی در این زمینه خلق نشده است.
تربیت نویسنده، حلقه مفقوده ادبیات داستانی دفاع مقدس
ترابیان یکی از مشکلات اصلی را نبود سازوکار جدی برای تربیت نویسنده دانست و گفت: علت اینکه هنوز نتوانستهایم آثار قابل اعتنایی خلق کنیم، این است که نویسنده تربیت نمیکنیم. باید دید چند دانشگاه داریم که ادبیات داستانی را به صورت جدی آموزش میدهند و چند مؤسسه و انجمن داریم که از تولید و تربیت نویسنده حمایت میکنند. اینکه بعضی نهادهای فرهنگی بخواهند به برخی افراد توصیه کنند کاری درباره جنگ بنویسند یا بودجهای اختصاص دهند تا اثری تولید شود، بهتنهایی نتیجهای ایجاد نمیکند. با این شکل، چیزی از کار درنمیآید و نمیتوان انتظار داشت اثر هنری ماندگاری شکل بگیرد.
این مدرس ادبیات داستانی در با اشاره به موضوعاتی که میتواند برای نویسندگان امروز جذاب باشد، اظهار کرد: از همان سالهای ابتدایی، افرادی مانند شجاعی، خلیلی، فراست، فصیح، مخملباف، احمدی، سلیمانی و محسن سلیمانی در حوزه جنگ یا حتی ضدجنگ داستانهایی نوشتهاند. همچنین وقتی مثلاً اثری مانند «غریبه کوچک» تولید و در جای دیگری نمایش داده میشود، باید ببینیم معیارهای هنری در آن تا چه اندازه رعایت شده است. حرفی که اثر میخواهد بزند، چه درباره جنگ و چه علیه جنگ، باید با هنر آمیخته شده باشد.
ترابیان خاطرنشان کرد: اگر میخواهید میزان تأثیرگذاری یک اثر را بررسی کنید، پیش از هر چیز باید ببینید کار هنری است یا نه. آثار هنری باید از قلم هنرمندان بجوشد، نه اینکه صرفاً حاصل توصیه و سفارش باشد.