به گزارش گروه علمی ایرنا ، وبگاه سی‌اِن‌بی‌سی در گزارشی آورده است:

لیندسی سی. گیبسن (Lindsay C. Gibson)، روانشناس بالینی با بیش از ۳۰ سال تجربه، می‌گوید: کودک از نظر عاطفی در مسیر بلوغ قرار دارد وقتی که در مدیریت احساسات خود، برخورد با دیگران و مواجهه با دنیای بیرون بهتر عمل می‌کند. والدین می‌توانند با صبر، توجه و محبت خود، پشتوانه تاب‌آوری فرزندشان برای همه عمر باشند.

این روانشناس که کتاب چگونه یک کودک دارای بلوغ عاطفی تربیت کنیم را تألیف کرده است، معتقد است: کودکی که از نظر عاطفی بالغ باشد، در بزرگسالی به فردی تبدیل می‌شود که از نظر روانی مجهز است و می‌تواند استرس‌های زندگی را خودش مدیریت کند.

وی‌ می‌افزاید: چنین فردی انعطاف‌پذیر و منطقی است، می‌تواند مشکلات را حل کند، روابط بلندمدت رضایت‌بخش بسازد و کار معناداری انجام دهد. صبر، توجه و محبت والدین در کودکی فرزندان، پشتوانه اصلی تاب‌آوری آنان برای تمام عمر است.

وی ۸ نشانه بلوغ عاطفی کودک و راه‌های تقویت آن را آورده است:

کودکان پرانگیزه به علاقه‌مندی‌های خود مشتاق‌اند، در بازی غرق می‌شوند، خلاقانه بازی می‌کنند و به سراغ تجربه‌های مثبت می‌روند. این انرژی ممکن است برای شما به‌عنوان والد خسته‌کننده باشد، اما در بزرگسالی به فرزندتان کمک می‌کند شتاب و انگیزه‌اش را حفظ کند.

کودکان کم‌کم با شناخت احساسات و فکرهای خودشان، بهتر خودشان را می‌شناسند. این شناخت به آن‌ها کمک می‌کند احساسات دیگران را هم بفهمند و به نظرشان احترام بگذارند.

۳. دفاع از خود، با منطق

کودکی که از نظر عاطفی در مسیر بلوغ است، از بیان نظر و دفاع از خود نمی‌ترسد؛ اما اگر کمی حق انتخاب داشته باشد و دلیل خواسته‌ها را بداند، حاضر است همکاری کند.

۴. نزدیکی و آسیب‌پذیری عاطفی

کودکی که از نظر عاطفی در مسیر بلوغ است، از نشان‌دادن جنبه آسیب‌پذیر خود به شما احساس امنیت می‌کند. منظور از آسیب‌پذیری عاطفی همین است: توانایی نشان‌دادن احساسات و ضعف‌های خود به دیگران. چنین کودکی احساس می‌کند می‌تواند احساسات عمیق‌ترش را با شما در میان بگذارد. حتی وقتی به نوجوانی برسد، در صورتی که به استقلال و حریم خصوصی‌اش احترام بگذارید، برای دریافت محبت و آرامش به سراغ شما می‌آید.

۵. بیان و کنترل احساسات

هرچه کودکان بزرگ‌تر می‌شوند، بهتر می‌توانند احساسات دشوار را مدیریت کنند؛ بدون اینکه از هم بپاشند یا دیگران را سرزنش کنند. تحملشان در برابر استرس بیشتر می‌شود و کم‌کم یاد می‌گیرند صبر کنند.

آن‌ها می‌دانند از چه چیزی و از دست چه کسی ناراحت‌اند، اما معمولاً دست به بدرفتاری یا بی‌ادبی با دیگران نمی‌زنند. احساساتشان را می‌پذیرند و در همان حال یاد می‌گیرند که حرف‌ها و نحوه بیانشان بر دیگران اثر می‌گذارد؛ بنابراین یاد می‌گیرند نارضایتی خود را بدون توهین و پرخاشگری بیان کنند.

وقتی کودک کم‌کم به یک فرد مستقل تبدیل می‌شود، کنجکاوی‌اش را دنبال می‌کند، از یادگیری لذت می‌برد و برای خودش هدف می‌گذارد. ممکن است از بازی‌کردن، ساختن وسایل، جمع‌آوری اشیا و برنامه‌ریزی طرح‌ها خوشش بیاید.

۷. استقلال متناسب با سن

کودک در این مرحله با فکرها و راه‌حل‌های خودش برای حل مشکلات آزمایش می‌کند و از اشتباه‌کردن در این مسیر نمی‌ترسد.

۸. ذهنی انعطاف‌پذیر و پیچیده

کودکانی که از نظر عاطفی بالغ می‌شوند، کم‌کم درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های زندگی پیدا می‌کنند. آن‌ها رابطه علت و معلول را می‌بینند، به پیامدهای احتمالی فکر می‌کنند و شرایطی را در نظر می‌گیرند که ممکن است نتیجه را تغییر دهد. برای آن‌ها زندگی دیگر فقط سیاه و سفید نیست. این نگاه دقیق‌تر و لایه‌لایه، به‌طور طبیعی توانایی تغییر و سازگاری را در آن‌ها پرورش می‌دهد.