حمید بابایی در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب ایرنا ، با اشاره به پتانسیل‌هایی که در حوزه تولید محتوا برای دفاع مقدس وجود دارد، توضیح داد: چقدر فیلم درباره جنگ جهانی دوم ساخته شده است؟ آیا این روزها فیلمی درباره جنگ جهانی دوم ساخته نمی‌شود؟ چند کتاب مانند «زمین سوخته» نوشته احمد محمود یا «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان داریم؟ شاید ۱۰ رمان در حوزه دفاع مقدس که مخاطب بخواند و حیرت کند، نوشته نشده باشد.

تصویر خبر

فقط یک رمان شاخص «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی‌لو درباره شهدای غواص داریم

نویسنده کتاب «رودخانۀ ماهی و نهنگ» با تاکید بر اینکه هنوز می‌توان از پتانسیل حوزه دفاع مقدس استفاده کرد، گفت: تا به امروز چند رمان درباره شکست‌ها نوشته شده است؟ فقط یک رمان شاخص «جمجمه‌ات را قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی‌لو درباره شهدای غواص داریم. می‌خواهم بگویم که اتفاقا تعداد آثار خوب دفاع مقدس بسیار محدود و کم است.

او ادامه داد: اگر در این حوزه کار کنیم و بنویسیم، می‌توانیم صدها کار با کیفیت و خوب تولید کنیم. چند رمان درباره اسرا داریم؟ اسرا هم به جنگ ربط دارند. تعداد رمان درباره اسرا کمتر از پنج عنوان است؛ این فاجعه است. من این مساله را نمی‌دانستم، از مسئول بخش اسرا در حوزه هنری، رمان طنز درباره اسرا خواستم تا خط قرمزها را بدانم، به من گفت رمان طنز درباره اسرا نداریم و در کل پنج کتاب در این حوزه نوشته شده است.

تصویر خبر

بابایی درباره محدود بودن رمان در حوزه دفاع مقدس، توضیح داد: این روند را می‌توان از منظرهای مختلف بررسی کرد، بخشی به این دلیل است که اگر درباره جنگ بنویسید به شما برچسب حکومتی می‌زنند و احتمالا از پایگاه ادبیات روشنفکری کنار گذاشته می‌شوید. همچنین اگر در حوزه دفاع مقدس بنویسید باید برای انتشار کتاب با ارشاد بجنگید. از طرفی ناشر روی این کتاب‌ها سرمایه‌گذاری نمی‌کند. در چنین شرایطی چرا نویسنده دست به نوشتن در این حوزه بزند؟

تصویر خبر

هیچ ناشری حاضر نبود «قاچ آخر» را منتشر کند

بابایی درباره کتاب «قاچ آخر» توضیح داد: این کتاب داستان فرمانده دسته‌ای است که بر اساس یک خواب متوجه شده است در کمتر از یک هفته می‌میرد؛ برای همین یکسری یادداشت برای همسرش می‌نویسد تا او را بیشتر بشناسد و بداند که چه انسانی بوده است. همچنین براساس خواسته عجیب از دوستانش می‌خواهد ۲۰ سال بعد از مرگش، یادداشت‌هایش را به همسرش تحویل بدهند.

تصویر خبر

هیچ ناشری حاضر نبود کتاب «قاچ آخر» را منتشر کند؛ زیرا می‌گفتند طنز است و اجازه چاپش را نمی‌دهند

نویسنده کتاب «قاچ آخر» با اشاره به اینکه این کتاب در قالب طنز نوشته شده است، ادامه داد: کتاب بخش فانتزی دارد، در نوشتن آن خیال‌پردازی هم شده است و بخشی از کتاب براساس خاطرات رزمندگان که از صداهای باقی‌مانده از آنها به دست آوردم، نوشته شده است.

او با اشاره به اینکه کتاب «قاچ آخر» را در سال ۱۳۸۸ نوشته بود، توضیح داد: هیچ ناشری حاضر نبود آن را منتشر کند؛ زیرا می‌گفتند طنز است و اجازه چاپش را نمی‌دهند. حتی چند سال بعد حسن محمودی در نشر نیماژ این کتاب را خواند و پسندید، اما ارشاد اعلام کرد که کتاب غیرقابل چاپ است. آن زمان نوشتن طنز در مورد فضای جنگ باب نبود؛ یعنی خیلی محدود و معدود می‌نوشتند و فضای ادبیات جنگ به مراتب بسته‌تر از فضای امروز بود.

تصویر خبر

محدودیت کتاب‌هایی که در قالب طنز و با موضوع جنگ نوشته می‌شوند

بابایی با اشاره به محدود بودن کتاب‌هایی که در قالب طنز و با موضوع جنگ نوشته می‌شود، گفت: حدود سه یا چهار سال پیش به حوزه هنری اعلام کردم که رمان طنزی دارم. داوود امیریان کتاب را بررسی کرد و پسندید؛ تا جایی که به من گفت همیشه طنز بنویسم، بعد از این بود که «قاچ آخر» را بازنویسی کردم تا منتشر شود.

می‌خواستم کتابی درباره جنگ، بعد اسرا و بعد آزادگان منتشر شود

نویسنده کتاب «شماره ۸۸۸» با اشاره به این کتاب، توضیح داد: کتاب «شماره ۸۸۸» پیش از «قاچ آخر» منتشر شد، اما اگر این کتاب‌ها را مجموعه‌ای در نظر بگیریم، «قاچ آخر» شماره یک محسوب می‌شود و «شماره ۸۸۸» ادامه این کتاب است. این کتاب‌ها با اینکه از هم مستقل هستند به هم ربط دارند؛ کل فرایند نوشتن هم همین است.

او درباره جلد سوم این مجموعه بیان کرد: جلد سومی در ادامه کتاب‌های «شماره ۸۸۸» و «قاچ آخر» نوشتم، اما انتشارات سوره مهر آن را قبول نکرد. می‌خواستم قسمت سوم درباره آزادگان باشد، یعنی اول کتابی درباره جنگ، بعد اسرا و بعد آزادگان منتشر شود. کتاب سوم در اواخر دهه ۶۰ و ابتدای دهه ۷۰ جریان داشت، وقتی از این ایده استقبال نکردند و من آن را رها کردم.

تصویر خبر

خاطرات شفاهی رزمندگان، خنده‌دارتر از کتاب‌های نوشته شده درباره آنها است

بابایی با تاکید بر اینکه مسئولان و ناشران باید از نویسندگان حمایت و برای آنان هزینه کنند، افزود: وقتی حمایتی نمی‌بینم، نمی‌نویسم. کتاب‌های کودک و نوجوان می‌نویسم که مخاطبان آنها را دوست دارند و دردسر کمتری هم دارند. دو شماره از مجموعه «غول خمره» را نوشتم و باید برای شماره سوم پژوهش کنم و آن را بنویسم.

کتاب‌های کودک و نوجوان می‌نویسم که مخاطبان آنها را دوست دارند و دردسر کمتری هم دارند

نویسنده کتاب «خفته در خون» با تاکید بر اینکه نوشتن در ادبیات جنگ ریسک بالایی دارد، افزود: زیرا نه رزمندگان، بلکه افرادی، نویسندگان را محدود می‌کنند ؛ در چنین شرایطی طنزی شکل نمی‌گیرد. در صورتی که وقتی خاطرات شفاهی رزمندگان را می‌خوانیم، آنها چیزهایی تعریف می‌کنند که به مراتب خنده‌دارتر از کتاب‌هایی است که منتشر می‌شود، اما اگر آنها را بنویسیم به ما مجوز نمی‌دهند.

او با بیان اینکه شوخی کردن با رزمنده هیچ وقت باعث نمی‌شود مردم نسبت به رزمندگان نگاه منفی پیدا کنند، گفت: زیرا هیچ انسان عاقل و عقل سلیمی، از کسی که از کشورش دفاع می‌کند بدش نمی‌آید و نسبت به او جبهه نمی‌گیرد. بعضی از برخوردها درباره برخی از مسائل سلیقه‌ای و یک‌طرفه به نظر می‌رسد. برای آنها اهمیتی ندارد که نویسندگان می‌خواهند افق‌های جدیدی را باز کنند و باعث شوند که مخاطب با ادبیات دفاع مقدس و مضامین این دست آشتی کند. برای آنها اهمیت ندارد و دنبال دردسر نیستند. هرکاری را که ممکن است کوچکترین مساله‌ای ایجاد کند محدود می‌کنند.