به گزارش خبرنگار ایرنا ، ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، جنگ تحمیلی با حمله سراسری ارتش عراق آغاز شد و سرپل‌ذهاب از نخستین شهرهای غرب کشور بود که مستقیم در معرض تهاجم قرار گرفت.

دوم مهر همان سال، نیروهای عراقی با پیشروی در محور غرب، وارد سرپل‌ذهاب شدند و شهر و ارتفاعات پیرامون آن به بخشی از صحنه اصلی نبرد تبدیل شد؛ جغرافیایی که در آن، فاصله میان شهر، جاده و ارتفاعات راهبردی بسیار کوتاه بود.

اما برای فهم جایگاه سرپل‌ذهاب در دفاع مقدس، تنها نگاه کردن به خیابان‌های شهر کافی نیست؛ باید به ارتفاعات بازی‌دراز نگاه کرد؛ جایی که نامش بعدها چنان با تاریخ این شهر درآمیخت که کمتر کسی می‌تواند سرپل‌ذهاب را بدون یادآوری بازی‌دراز به خاطر بیاورد.

ارتفاعات بازی دراز و بخشی از سرنوشت شهر سرپل‌ذهاب

بازی‌دراز مجموعه‌ای از ارتفاعات مهم در غرب سرپل‌ذهاب است که بر دشت و محورهای ارتباطی منطقه اشراف دارد، اهمیت این ارتفاعات در ماه‌های نخست جنگ، آن را به یکی از نقاط حساس جبهه غرب تبدیل کرد.

استقرار نیروهای عراقی در بخش‌هایی از این ارتفاعات، اهمیت آن را برای نیروهای ایرانی ۲چندان کرد و طرح‌ریزی برای بازپس‌گیری مواضع دشمن در دستور کار قرار گرفت.

سرانجام عملیات بازی‌دراز در نخستین روز اردیبهشت سال ۱۳۶۰ آغاز شد؛ عملیاتی که تا نهم اردیبهشت ادامه داشت و با حضور نیروهای ارتش و سپاه در این منطقه انجام شد.

در جریان این عملیات، بخشی از ارتفاعات به دست نیروهای ایرانی افتاد و نام بازی‌دراز برای همیشه در شمار نام‌های ماندگار جبهه غرب ثبت شد.

اما بازی‌دراز فقط نام یک عملیات نبود؛ در واقع قله عرفان و نام شهدایی است که در این ارتفاعات جنگیدند و بخشی از تاریخ این منطقه با نام آنان نوشته شد.

تصویر خبر

شیرودی؛ نامی که با بازی‌دراز ماند

هشتم اردیبهشت ۱۳۶۰، در جریان عملیات بازی‌دراز، شهید سرلشکر خلبان علی‌اکبر شیرودی در حین پشتیبانی از نیروهای زمینی با بالگرد هوانیروز به شهادت رسید.

نام شیرودی از آن پس با بازی‌دراز پیوند خورد؛ همان‌گونه که نام بسیاری از رزمندگان و شهدای جبهه غرب با این ارتفاعات و شهر سرپل‌ذهاب درآمیخت.

بازی‌دراز برای مردم منطقه تنها یک نام در کتاب‌های تاریخ جنگ نیست؛ بخشی از جغرافیای روزمره آنان است؛ ارتفاعاتی که از شهر دیده می‌شود و هر نقطه آن یادآور بخشی از سال‌های جنگ است.

جنگ در شهر جریان داشت

برای مردم سرپل‌ذهاب، جنگ فقط در سنگرهای ارتفاعات اتفاق نمی‌افتاد، شهر نیز بخشی از میدان جنگ بود و بسیار از خانه ها در جریان جنگ تحمیلی تخریب شد؛ خانواده‌ها با صدای حملات و ناامنی روزگار می‌گذراندند، زندگی مردم بارها تحت تأثیر شرایط جنگی قرار گرفت و پشتیبانی از جبهه، امدادرسانی و حفظ جریان زندگی در چنین شرایطی به بخشی از تجربه جمعی مردم تبدیل شد.

همین پیوند میان شهر و جبهه، سرپل‌ذهاب را از یک موقعیت نظامی صرف فراتر برد؛ در اینجا مردم و جغرافیای منطقه، هر ۲بخشی از تاریخ جنگ شدند.

تصویر خبر

ابوذر؛ حلقه‌ای در جغرافیای دفاع

در کنار شهر و ارتفاعات، پادگان ابوذر نیز در جغرافیای دفاع مقدس سرپل‌ذهاب جایگاه ویژه‌ای داشت، این مجموعه نظامی در سال‌های جنگ یکی از نقاط مهم پشتیبانی و استقرار نیروها در جبهه غرب بود و نام آن در کنار سرپل‌ذهاب و بازی‌دراز در حافظه دفاع مقدس این منطقه باقی مانده است.

قرار گرفتن شهر، پادگان ابوذر و ارتفاعات مهم بازی دراز در یک محدوده جغرافیایی، به سرپل‌ذهاب جایگاهی ویژه در تحولات جبهه غرب بخشید.

پادگان ابوذر؛ میعادگاه شهدا و دوکوهه غرب کشور در شهرستان سرپل ذهاب روز ۱۶ اسفند سال ۱۳۶۳، چهار بار آماج بمباران هوایی نیروهای بعثی دشمن قرار گرفت.

پادگان ابوذر در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل ذهاب واقع در غرب استان کرمانشاه در هشت سال دفاع مقدس بارها مورد تهاجم و بمباران دشمن بعثی قرار گرفت.

پادگان ابوذر رکورد دار بیشترین تعداد شهدا در یک روز را در تاریخ دفاع مقدس به نام خود ثبت کرد، روزی که غمبارترین روز این شهرستان و اوج مظلومیت این منطقه و ماندگارترین روز در اذهان مردم از دوران جنگ است.

تعداد یک هزار و ۲۰۰شهید و جانباز در یک روز از نیروهای رزمنده ارتشی، سپاهی و بسیجی و حتی مردم عادی منطقه از یک سو نشانگر سنگینی بمباران هوایی آن روز و از سوی دیگر موید اهمیت بمباران هوایی این پادگان برای دشمن است.

در روزهای اول جنگ خلبان اکبر شیرودی و وصالی از تخلیه و سقوط این پادگان جلوگیری کردند و اکنون یکی از مکان های مورد بازدید کاروان‌های راهیان نور غرب کشور است که هنوز هم آثار جراحت جنگ بر پیکر ساختمان های منطقه باقی است.

بازی‌دراز، یک عملیات و چندین فصل جنگ

پس از عملیات بازی‌دراز، این منطقه همچنان یکی از محورهای مهم درگیری باقی ماند، عملیات رجایی و باهنر در شهریور ۱۳۶۰ در محور سرپل‌ذهاب و قراویز انجام شد و چند ماه بعد نیز عملیات مطلع‌الفجر در جبهه غرب و در محدوده گیلانغرب و جنوب سرپل‌ذهاب شکل گرفت.

تداوم این عملیات‌ها نشان می‌دهد سرپل‌ذهاب در سال‌های نخست جنگ، یک نقطه مقطعی در نقشه نبرد نبود؛ منطقه‌ای بود که تحولات نظامی جبهه غرب بارها در اطراف آن شکل گرفت.

اما در کنار همه این عملیات‌ها، آنچه بیش از همه در حافظه عمومی باقی ماند، نام بازی‌دراز بود؛ نامی که از یک ارتفاع نظامی به یک نشانی تاریخی تبدیل شد.

با پایان جنگ، صدای گلوله از ارتفاعات بازی‌دراز خاموش شد، اما حافظه آن سال‌ها در شهر باقی ماند، یادمان‌ها، آیین‌های بزرگداشت شهدا و حضور مردم در مناطق عملیاتی، بخشی از این حافظه را زنده نگه داشته است.

در این جغرافیا، تاریخ را فقط در اسناد نمی‌توان خواند؛ ارتفاعات هنوز پابرجاست، شهر همچنان در پایین دست آن قرار دارد و نام‌هایی که در سال‌های جنگ بر این منطقه ماندگار شدند، هنوز برای مردم آشنا هستند.

حافظه دفاع، در خیابان‌های امروز

۴۶ سال پس از آغاز جنگ تحمیلی، پیوند مردم با مفهوم دفاع از کشور تنها در یادآوری گذشته خلاصه نشده است.

در جنگ ۱۲روزه و پس از آن جنگ رمضان حضور مردم در تجمعات و برنامه‌های عمومی و حضور شبانه آنان در خیابان‌ها، جلوه‌ای اجتماعی از واکنش جامعه به شرایط جنگی و تهدید علیه کشور است.

این حضور را نمی‌توان با عملیات‌های نظامی دوران دفاع مقدس یکسان دانست؛ تفاوت زمان، شرایط و شکل جنگ‌ها روشن است، آنچه میان این مقاطع مشترک مانده، حضور اجتماعی مردم در روزهای تهدید و دفاع از سرزمین است.

همین پیوند است که خاطره دفاع مقدس را برای نسل‌های بعدی از یک واقعه تاریخی صرف فراتر می‌برد؛ خاطره‌ای که در خانواده‌ها، یادمان‌ها، مراسم‌ها و حتی در رفتار اجتماعی مردم در مقاطع بحرانی بازتاب پیدا می‌کند.

تصویر خبر

سرپل‌ذهاب را باید از بازی‌دراز شناخت

سرپل‌ذهاب را می‌توان با روزهای نخست جنگ، با شهر آسیب‌دیده، با پادگان ابوذر یا با عملیات‌های جبهه غرب به یاد آورد؛ اما هیچ‌کدام به اندازه بازی‌دراز نمی‌تواند پیوند میان جغرافیا، جنگ و حافظه این شهر را نشان دهد.

در اینجا شهر در پایین و ارتفاعات در بالا قرار دارند؛ میان این ۲ تاریخی شکل گرفته که چهار دهه و اندی پس از آغاز جنگ همچنان زنده است.

یادمان بازی‌دراز امروز دیگر میدان نبرد نیست؛ اما نامش هنوز با سرپل‌ذهاب شنیده می‌شود؛ با یاد شهید شیرودی و دیگر شهدای این جبهه، با خاطره مردمی که جنگ را در متن زندگی خود تجربه کردند و با نسلی که آن روزها را از زبان پدران و مادران خود شنیده است.

سرپل‌ذهاب پس از ۴۶ سال همچنان یکی از نشانه‌های ماندگار دفاع از کشور در غرب ایران است؛ شهری که بازی‌دراز را در جغرافیای خود و خاطره ایستادگی مردم را در حافظه خود حفظ کرده است؛ گواهی ماندگار بر اینکه دفاع از سرزمین، تنها در سنگرهای جبهه رقم نمی‌خورد و مردم هرگاه کشور در معرض تهدید قرار گرفته، سهم خود را در پاسداری از آن ایفا کرده‌اند.

سرپل ذهاب در غرب کرمانشاه با افزون بر ۹۰ هزار نفر جمعیت در هشت سال جنگ تحمیلی بارها مورد حمله هوایی، گلوله باران و موشک باران ارتش بعث قرار گرفت و در این مدت ۸۵۶ شهید، یک هزار و ۴۰۰ جانباز و ۱۱۲ آزاده سرافراز تقدیم نظام اسلامی کرده است.

کرمانشاه؛ موزه زنده مقاومت

کرمانشاه با ۲ میلیون نفر جمعیت افزون بر ۳۷۱ کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق دارد بیش از ۲۷ عملیات بزرگ و سرنوشت ساز در دوران دفاع مقدس در استان کرمانشاه مانند مرصاد، بازی‌ دراز، تنگ حاجیان، محمد رسول‌الله، والفجر ۱۰، مطلع‌الفجر؛ بمباران شمیایی شهر نودشه و روستاهای زرده و دیره و هزار و ۱۰۰ بار بمباران شهری؛ کرمانشاه را به موزه ای زنده برای گردشگران دفاع مقدس تبدیل کرده است.

مردم این استان ۳۰ هزار ایثارگر شامل ۹ هزار و ۸۰۰ شهید، ۱۹ هزار جانباز و هزار و ۷۰۰ آزاده تقدیم میهن کرده اند.

امروز کرمانشاه با برخورداری از هشت یادمان مهم دفاع مقدس؛ مرصاد، بازی‌دراز، مطلع‌الفجر، پاوه، قصرشیرین، شهید شیرودی، پادگان ابوذر، ۵۸ یادمان شهدای گمنام، سه باغ موزه و مجتمع فرهنگی دفاع مقدس(گیلانغرب و مرصاد) به یک موزه بزرگ مقاومت تبدیل شده است.