به گزارش ایرنا ، ۱۹ اسفند ۱۳۶۳ واپسین روزهای زمستان دشت‌های دامنه کوهستان شَنه‌چیر آرام‌ آرام به استقبال بهار می‌رفت و سبزه‌ها سر از خاک بیرون آورده بودند و شکوفه‌های آغازین خبر از نوروزی نزدیک می‌دادند، اما در روستای ماربره زندگی برای خانواده‌هایی که از ترس بمباران شهر ایلام به کوهستان پناه آورده بودند در سایه جنگ می‌گذشت.

ماربره در آن روزها برای شماری از خانواده‌های ایلامی و اهالی منطقه معنای پناه داشت و خانه‌های کاهگلی و چادرها مأمن مردمانی شده بود که شهر را برای در امان ماندن از حمله‌های هوایی ترک کرده بودند و در میان دره‌ها و دامنه‌های شنه‌چیر روزگار می‌گذراندند.

کودکان در کوچه‌های خاکی بازی می‌کردند و زنان در خانه‌های گلی روستا به کار روزمره مشغول بودند، بوی نان و زندگی در خانه‌ها جریان داشت و فاصله نیز تا نوروز کوتاه بود، اما جنگ با ماربره واقع در حاشیه جاده و محدوده‌ نزدیک به محورهای عملیاتی میمک و مهران فاصله چندانی نداشت و صدای جبهه برای ساکنانش ناآشنا نبود.

تصویر خبر

حدود ساعت ۱۱ پیش از ظهر آسمان ناگهان رنگ دیگری گرفت و صدای پدافند محلی نگاه‌ها را به سوی آسمان کشاند و لحظاتی بعد جنگنده‌های ارتش بعث صدام جنایتکار بر فراز روستا نمایان شدند.

ساعت ۱۱:۳۰ بمب‌ها و راکت‌ها بر بخش‌هایی از ماربره فرود آمدند، انفجارها پی‌درپی بود و خانه‌های کاهگلی، چادرهای محل سکونت خانواده‌ها و پناهگاه‌های ساده روستایی در چند دقیقه به صحنه‌ای از خاک و دود تبدیل شدند.

صدای انفجار در شیارهای کوهستان پیچید و پس از آن ناله مادرانی بلند شد که در میان آوار نام فرزندان خود را صدا می‌زدند، در این بمباران، ده‌ها نفر از اهالی روستا و خانواده‌های آواره پناه‌ گرفته در ماربره جان باختند.

شمار شهدای این حادثه در اسناد و روایت‌های مختلف، متفاوت به ثبت رسیده است و در یادواره‌های رسمی ۵۸ شهید برای این بمباران اعلام شده است و در میان قربانیان، کودکانی که نه در میدان نبرد بودند و نه از جنگ چیزی جز صدای هواپیما و آژیر خطر می‌دانستند سهم سنگینی از این فاجعه داشتند.

تصویر خبر

کودک شش ساله میان آوار

مهین قاسمی آن روز تنها شش سال داشت و بمباران، پدر و خواهر بزرگ‌ترش را از او گرفت و مادر، دو برادر و خواهر دیگرش را زخمی کرد.

او از آن روز چنین به یاد می‌آورد که پس از فرود نخستین بمب‌ها، گرد و غبار همه جا را پوشاند و مادرش با سر و صورتی خونین میان آوار می‌دوید و نام فرزندانش را صدا می‌زد.

قاسمی گفت که کمی آن‌سوتر پیکر خواهرش و پدرش روی خاک افتاده بود و او نیز از ناحیه پا زخمی شده بود.

وی افزود که با آمبولانس به بیمارستان امام خمینی(ره) ایلام منتقل شد، اما هنوز درمانش به پایان نرسیده بود که دوباره آژیر خطر به صدا درآمد و همان بیمارستان نیز هدف بمباران قرار گرفت و آسیب دید.

قاسمی ادامه داد: پس از انتقال به پناهگاه و چند روز آوارگی در مراکز درمانی دیگر، در حالی که مدارک بستری او در جریان آتش‌سوزی بیمارستان از بین رفته بود، سرانجام به مادری تحویل داده شد که در یک روز همسر و فرزندش را از دست داد و دیگر سرپناهی برای خانواده‌اش باقی نمانده بود.

این تراژدی چهره دیگری از جنگ را نشان می‌دهد که در آمارهای نظامی با تعداد حمله‌ها و اهداف و عملیات‌ها سنجیده می‌شود، اما برای خانواده‌های غیرنظامی با نام‌هایی انسانی به یاد می‌ماند.

پدری که برنگشت، خواهری که دیگر صدایش شنیده نشد و کودکی که زخمی از بیمارستانی به پناهگاهی دیگر منتقل شد.

تصویر خبر

محقق مسائل فرهنگی و اجتماعی استان ایلام با تببین ابعاد این حادثه و اوج مظلومیت مردم ماربره گفت که نگاهی به فهرست شهدای بمباران ماربره نشان می‌دهد که در یک لحظه چندین عضو از یک خانواده جان خود را از دست داده‌اند و از خانواده داراب‌پور ۱۰ نفر، از خانواده مینایی پنج نفر و از خانواده سارایی نیز پنج نفر به شهادت رسیده‌اند.

حمید حیدرپناه افزود: این حادثه در کنار بمباران زمین فوتبال چوار از نمونه‌های برجسته حمله به غیرنظامیان در استان ایلام در دوران دفاع مقدس است و ضرورت دارد ابعاد آن در مطالعات تاریخی و اسناد مرتبط با جنگ مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

وی درباره اختلاف موجود در آمار شهدای بمباران ماربره نیز گفت که در برخی اسناد و پژوهش‌های محلی شمار شهدا ۵۵ نفر ثبت شده و در یادواره‌ها و گزارش‌های رسمی بعدی، آمار ۵۸ شهید اعلام شده است.

محقق مسائل فرهنگی و اجتماعی ایلام بیان کرد: تفاوت آمارها را می‌توان با توجه به حجم بالای مجروحان، انتقال برخی آسیب‌دیدگان به مراکز درمانی شهرهای دیگر و وضعیت دشوار روزهای پس از بمباران بررسی کرد.

حیدرپناه یادآور شد در همان روز چندین شهر و منطقه دیگر در نوار غربی کشور نیز هدف حمله هوایی دشمن بعثی قرار گرفتند و این موضوع نشان می‌دهد بمباران مناطق غربی در آن مقطع در ابعادی گسترده انجام شده است.

یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس ایلام نیز با اشاره به ضرورت پیگیری حقوقی این واقعه تأکید کرد که شواهد و اسناد موجود نشان می‌دهد که رژیم صدام در این حمله‌ها از جنگنده‌های پیشرفته اهدایی دولت‌های غربی به‌ ویژه میراژها و سوپراتانداردهای فرانسوی استفاده کرده است.

عبد سبزی اعلام کرد که با تشکیل دبیرخانه پیگیری جنایات جنگی در استان، پیگیری ابعاد حقوقی و کیفری بین‌المللی این فاجعه در دستور کار قرار گرفته است.

وی بیان کرد که بازماندگان این جنایت و کودکانی که بر اثر ترکش و شوک انفجار دچار نقص عضو یا آسیب‌های گفتاری شدند، اسناد زنده‌ای برای اثبات نقض آشکار کنوانسیون‌های ژنو در مجامع قضایی بین‌المللی هستند.

تصویر خبر

چهار دهه پس از آن ظهر خونین ایلام در دامنه‌های شنه‌چیر، در نهم اسفند ۱۴۰۴ مدرسه شجره طیبه میناب نیز به صحنه‌ای خونین و سند جنایت آمریکای ددمنش تبدیل شد.

حادثه‌ای مشابه بمباران ماربره که شمار جان‌باختگان آن در گزارش‌ها ۱۶۵ نفر اعلام شد، در میناب کودکان به مدرسه رفتند و در ماربره خانواده‌ها برای فرار از بمباران شهر به روستایی کوهستانی پناه آورده بودند.

یکی کلاس بود و دیگری خانه و چادر، اما وجه مشترک هر دو حادثه حضور انسان‌هایی بود که جنگ را انتخاب نکرده بودند، در ماربره مادران در میان آوار به دنبال فرزندان خود می‌گشتند و در میناب نیز کلاس‌های درس، نیمکت‌ها و دفترهای دانش‌آموزان در یک روز با هدف‌گیری از سوی دشمن آمریکایی به بخشی از حافظه تلخ یک شهر تبدیل شد.

این دو حادثه با همه تفاوت‌های زمانی و جغرافیایی یک حقیقت انسانی مشترک دارند و آن این که کودکان در هر جنگی نخستین قربانیان فراموش‌ شده‌ای هستند که صدای آنان در هیاهوی هواپیماها، بمب‌ها و بیانیه‌ها با سکوت مجامع حقوق بشری و عدم محکومیت غربی‌ها گم می‌شود.

ماربره امروز نام خانواده‌هایی است که یک ظهر زمستانی بخشی از زندگی خود را زیر آوار جا گذاشتند و میناب نیز یادواره دانش‌آموزانی است که آخرین صبح زندگی‌شان را با رفتن به مدرسه آغاز کردند.

از میناب تا ماربره چهار دهه فاصله است، اما حافظه یک ملت فاصله زمانی نمی‌شناسد، بعضی زخم‌ها در تقویم قدیمی می‌شوند اما از یاد نمی‌روند به‌ ویژه وقتی پای کودکانی در میان باشد که سهمشان از جهان مدرسه، بازی، خانه و آغوش خانواده بود.

در پس‌ زمینه این روایت یک وجه تاریخی مشترک نیز جلوه‌گر می‌شود، تقدیر ماربره در اسفند ۱۳۶۳ با سرنوشت مدرسه شجره طیبه میناب در اسفند ۱۴۰۴ گره می‌خورد، دو حادثه با زمینه‌های متفاوت اما با این پیام مشترک که دشمنان کینه‌توز و بدخواه این آب و خاک بی‌پروا از هر جنایتی، کودکان و دانش‌آموزان را به خاک و خون کشاندند.

این قربانیان کوچک اسناد زنده‌ای هستند که بر پیشانی تاریخ این سرزمین حک شده‌اند تا آیندگان بدانند برای حفظ هر وجب از آب و خاک و استقلال این مرز و بوم چه بهای سنگینی از معصومیت پرداخت شده است.

در میناب دانش‌آموزان با دفترهای مشق و قلم‌ زیر آوار ماند و در ماربره کودکان و نوزادان به جای بازی در دشت‌های بهاری به خواب ابدی فرو رفتند.

تصویر خبر

بر اساس داده‌های رسمی بنیاد شهید و امور ایثارگران، در طول هشت سال دفاع مقدس از مجموع چهار هزار و ۷۶۹ مورد حمله هوایی ثبت‌ شده به مناطق مسکونی کشور، ۲۹۴ ( افزون بر ۶ درصد کل حمله‌ها) مربوط به استان ایلام بوده است.

این حمله‌ها در استان ایلام۹۹۳ شهید و دو هزار و ۴۶۳ جانباز بر جا گذاشت که نشان می‌دهد به طور میانگین در هر بمباران افزون بر سه نفر شهید و هشت نفر مجروح شده‌اند.

استان ایلام با داشتن ۴۳۰ کیلومتر مرز مشترک با عراق در مجموع افزون بر سه هزار شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.

مردم استان ایلام در دوران جنگ تحمیلی هرگز خاک و دیار خود را ترک نکردند، آنان با وجود بمباران‌ و موشک‌باران هر روزه، به جای مهاجرت به استان‌های دیگر، زیر چادر در دامنه کوه‌ها زندگی کردند و اداره‌ها و خدمات دولتی نیز در دل همین کوه و جنگل به فعالیت خود ادامه دادند.

همان‌گونه که رهبر شهید انقلاب فرمودند: «مردم ایلام یکی از روسپیدترین و پرافتخارترین مردم برای کشور در طول جنگ تحمیلی هستند»، بازخوانی و مستندسازی وقایعی چون بمباران ماربره ادای دینی است به نسلی که مرزهای میهن را با نثار خون خویش حفظ کردند تا حقیقت مظلومیت این دیار در گذر تاریخ به فراموشی سپرده نشود.