به گزارش روز یکشنبه ایرنا از نشنال اینترست، قزاقستان و ازبکستان از زمان استقلال خود، بخش مهمی از سیاست خارجی‌شان را بر ایجاد توازن میان قدرت‌های بزرگ بنا کرده‌اند. این دو کشور تلاش کرده‌اند ضمن مدیریت روابط با همسایگان قدرتمند خود، شرکای دیگری را نیز در آمریکا، اروپا، ترکیه، کشورهای حوزه خلیج فارس، ژاپن، کره‌جنوبی، روسیه و چین پیدا کنند. این سیاست تاکنون به آنها اجازه داده بدون قطع رابطه با هیچ‌یک از طرف‌ها، از فرصت‌های تجاری و ارتباطی مختلف استفاده کنند.

اما پیشرفت سریع در حوزه‌های تراشه‌های نیمه‌رسانا، هوش مصنوعی و فناوری‌های دیجیتال، این الگوی موازنه را با چالش تازه‌ای روبه‌رو کرده است. آمریکا و چین در حال ایجاد چارچوب‌های فناوری رقیب هستند که دسترسی کشورها به فناوری‌های پیشرفته را بیش از گذشته به انتخاب میان دو نظام وابسته می‌کند.

ابتکار «پکس سیلیکا» تحت هدایت آمریکا بر ایجاد زنجیره‌های تامین قابل اعتماد در حوزه نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی، مواد معدنی حیاتی، تولید پیشرفته، لجستیک، انرژی و زیرساخت‌های دیجیتال تمرکز دارد. در مقابل، سازمان همکاری جهانی هوش مصنوعی چین، موسوم به «وایکو» (WAICO)، بر دسترسی گسترده به فناوری، توسعه متن‌باز و کمک به کشورها برای ایجاد ظرفیت‌های هوش مصنوعی تاکید می‌کند.

برای کشورهای در حال توسعه، هر دو چارچوب جذابیت‌هایی دارند، اما تفاوت میان آنها در حال افزایش است. بر اساس گزارش رویترز، آمریکا در حال بررسی رویکردی است که بر اساس آن کشورهایی که در هر دو چارچوب حضور داشته باشند، ممکن است مجبور شوند میان آنها یکی را انتخاب کنند.

انتخاب دشوار قزاقستان و ازبکستان

قزاقستان در ژوئن ۲۰۲۶ (خرداد ۱۴۰۵) به پکس سیلیکا پیوست و چند هفته بعد، در ژوئیه، به چارچوب وایکو به رهبری چین نیز ملحق شد. ازبکستان نیز به دنبال پیوستن به هر دو چارچوب است.

برای آستانه و تاشکند، این رویکرد ادامه همان سیاست سنتی موازنه میان قدرت‌های بزرگ است، اما فناوری پیشرفته ممکن است انعطاف‌پذیری گذشته را محدود کند. پکس سیلیکا دسترسی به فناوری‌های غربی، سرمایه و زنجیره‌های تامین را فراهم می‌کند، در حالی که وایکو امکان استفاده از فناوری‌های چینی، هوش مصنوعی متن‌باز و کمک فنی را در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار می‌دهد.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که این انتخاب‌ها به زیرساخت‌های ویژه‌ای نیاز داشته باشند. وابستگی به تجهیزات و سامانه‌های چینی می‌تواند تغییر آنها را در آینده دشوار و پرهزینه کند. از سوی دیگر، همکاری عمیق با آمریکا برای دسترسی به تجهیزات پیشرفته محاسباتی نیز ممکن است استفاده از فناوری‌های چینی را محدود کند.

این مسئله تنها به زیرساخت‌های فناوری محدود نیست و می‌تواند بر اقتصاد و تجارت نیز اثر بگذارد. کریدور میانی که آسیای مرکزی را از مسیر دریای خزر به جمهوری آذربایجان، گرجستان، ترکیه و اروپا متصل می‌کند، برای رقابت‌پذیری خود به سامانه‌های دیجیتال، نرم‌افزار، ردیابی محموله‌ها، پرداخت‌ها و مدیریت لجستیک وابسته است.

در چنین شرایطی، انتخاب یک ارائه‌دهنده خدمات ابری، شرکت مخابراتی یا سامانه مدیریت داده ممکن است در ابتدا تصمیمی صرفاً تجاری به نظر برسد، اما مجموعه این انتخاب‌ها به ایجاد یک شبکه یکپارچه منجر می‌شود. پس از استقرار تجهیزات، آموزش نیروها و انباشت داده‌ها، تغییر یک بخش از این شبکه می‌تواند بسیار پرهزینه باشد.

تجربه قزاقستان در حوزه شبکه‌های نسل پنجم نمونه‌ای از همین چالش است. این کشور در گذشته میان استفاده از تجهیزات شرکت چینی هواوی و شرکت‌های اروپایی مانند اریکسون و نوکیا قرار داشت. انتخاب یک تامین‌کننده و توسعه گسترده تجهیزات آن، در ادامه تغییر کل زیرساخت را دشوار می‌کند.

وقتی فناوری به ابزار وابستگی تبدیل می‌شود

نشنال اینترست معتقد است ورود فناوری به زیرساخت‌های اقتصادی باعث می‌شود مرز میان تصمیم تجاری و تصمیم ژئوپلیتیکی از بین برود. استانداردها بر خرید تجهیزات اثر می‌گذارند، خرید تجهیزات زیرساخت ایجاد می‌کند و زیرساخت نیز در بلندمدت وابستگی ایجاد می‌کند.

این موضوع برای آسیای مرکزی اهمیت بیشتری دارد، زیرا کشورهای این منطقه در گذشته برای ارتباطات زمینی دیجیتال تا حد زیادی به مسیرهای عبوری از روسیه و چین وابسته بوده‌اند. توسعه ارتباطات زیردریایی در دریای خزر و گسترش سامانه‌های ماهواره‌ای گزینه‌های بیشتری برای انتقال داده و کاهش وابستگی به این مسیرها ایجاد کرده است.

در قزاقستان نیز پروژه «دره مراکز داده» با ظرفیت یک گیگاوات در حال توسعه است که هدف آن ایجاد مراکز داده بزرگ‌مقیاس، ظرفیت‌های ابررایانشی و آزمایشگاه‌های هوش مصنوعی است. در این پروژه هم شرکت‌های چینی مانند هواوی و هم شرکت‌های آمریکایی مانند انویدیا حضور دارند. اگر پکس سیلیکا در آینده مرزهای سخت‌تری میان دو اکوسیستم فناوری ایجاد کند، ادامه چنین همکاری همزمانی ممکن است دشوار شود.

آمریکا برای متقاعد کردن قزاقستان و ازبکستان به کاهش وابستگی به فناوری چین، نمی‌تواند تنها بر ملاحظات امنیتی تکیه کند. آمریکا باید در حوزه فناوری، سرمایه‌گذاری، تامین مالی، مراکز داده، ارتباطات و زیرساخت‌های ابری، گزینه‌ای رقابتی ارائه دهد و به این کشورها برای توسعه ظرفیت‌های بومی هوش مصنوعی نیز کمک کند.

قزاقستان تاکنون نخستین آزمون جدی این سیاست موازنه را رقم زده است. این کشور هم به پکس سیلیکا و هم به وایکو پیوسته و ازبکستان نیز مسیر مشابهی را دنبال می‌کند. اما اگر سیاست آمریکا در قبال مشارکت همزمان با چین رسمی و محدودکننده شود، فضای مانور این دو کشور کاهش خواهد یافت.

رقابت آمریکا و چین اکنون تنها بر سر تامین تراشه‌ها که برای شکل‌ دادن به اکوسیستم دیجیتال جهانی، از استانداردها و آموزش نیروی انسانی گرفته تا زیرساخت‌ها و زنجیره‌های تامین است.